کیارشکیارش، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 18 روز سن داره

نی نی خوشگلم کیارش

مامان بد!

1391/8/20 12:47
نویسنده : مامی کیارش
570 بازدید
اشتراک گذاری

دیروزصبح وقتي كه از خواب بيدار شدم تا يواشكي حاضر شم بیام سر كار ديدم

زودترازمن ازخوابپاشدی زير چشمي بهم نگاه مي كني... ناراحت

.

.

.

 الان ساعت نزديك 10 شب و چشمام پر اشك...

 هيچوقت با نوشتن نميشه عمق سوختن جيگر و قلب رو به كسي نشون داد....

 چشماي نازت آروم داشت نگاهم مي كرد و خدايا چقدر اين نگاه آرامش داشت

و پس از اون... لبخند نازت بود كه مهمون لبات شد...

من كه آماده شده بودم برم حاضر شم ...پاهام چسبيد زمين...

انگار يه قدرتي نمي زاشت كه برم....ناراحت

 مگه مي شد از اون چشمها دل كند ؟؟ مگه مي شد از اون نگاه فرار كرد ؟؟ 

 خدایا چي شده به من؟؟

 چرا اين روزها عجيب دلتنگي بچه ام رو مي كنم؟؟ 

ماههاست ازش فاصله دارم ......

باید عادت می کردم .....

باید ....

 لبخند مي زدي ....

دستتو دراز كردي و صورتم رو آروم نوازش كردي ...

تو مي فهميدي و حس مي كردي كه دارم ازت دور مي شم  و با دستت بهم اينو

مي فهموندي كه نرم.... نگران

 من مادرم؟؟؟يعني من مادرم؟؟؟

اين سوال رو چند بار از خودم پرسيدم اما جوابي نداشتم براش!!!

 ماماني بايد مي رفتم و ديرم شده بود آخه ماماني پسر نازم الان نمي فهمي

و مي دونم در حقت بديمي كنم اما خدا شاهده همه اينها به خاطر تو و آيندته.... ناراحت

 پس از اين مامان بد خورده نگير... 

امشب از اون شبهاست كه دلم يه دنيا گريه مي خواد ... 

 خيلي دلتنگم خيلي ...

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)